یادش بخیر روزهایی را که از حمام عمومی استفاده می کردیم. آن موقع ها کمتر کسی حمام شخصی در منزلش داشت و حتی متمولین هم از حمام های عمومی استفاده می کردند. دلاک ها شاهکار می کردند. استاد ماساژ بودند و تمام بدنت را آنقدر ورز می دادند که گویی تکه خمیری هستی زیر دست شاطر ...
لنگ بستن از جمله قوانین حمام های عمومی بود. پارچه ای نازک و دو رنگ با رنگ های سیاه و قرمز راه راه که تا زیر زانو را پوشش می داد. اگر عیبی در بدنت موجود بود همگان از آن پی می بردند و اصولا چیزی برای پنهان کردن نداشتی!
به راستی آیا توجه کرده اید که نحوه لباس پوشیدن مردم چقدر باعث فخرفروشی می شود؟ چقدر تبعیض ایجاد می کند؟ اصلا بدون لباس چگونه می توان یک فرد سرمایه دار را از یک فرد عادی تشخیص داد؟ فرض کنید از فردا همه با لنگ بیایند بیرون! آیا آن موقع هم می توان کسی را تحقیر کرد؟ ... بگذریم ... یادش بخیر آن روزها ...